|
چگونه باید خدمت کرد
|

سیمای راستین خدمتگزاری به مردم و عدالت
... بشر همیشه تشنه عدالت بوده و همواره از تبعیض رنج برده است . تحقق عدل در جامعه و استقرار جامعه ای براساس عدالت , از دیرباز به عنوان یكی از بزرگترین آرزوهای متفكرین مطرح بوده است . در اهمیت این موضوع همین بس كه بسیاری از اندیشمندان , جایگاه عدالت را حتی از جایگاه آزادی نیز برتر و والاتر دانسته اند. زیرا آزادی بدون عدالت هیچگاه معنی نخواهد یافت و در واقع آنچه موجب بقا و دوام آزادی می تواند باشد همانا عدالت است كه حدود و ثغور را مشخص و معین می كند و راه را بر تجاوز و تعدی , و سلب آزادی دیگران مسدود می نماید.در تعریف واژه عدالت مفاهیمی همچون اعتدال , مساوات , قسط , انصاف , دادگری , حق , راستی و ... ذكر شده است . هر چند كه این مفهوم بزرگ نیازی به تعریف و توصیف ندارد و در اذهان عموم همواره جایگاهی متعالی و تعریفی روشن و شایسته را دارا می باشد. لغت عدل و مشتقات آن در قرآن كریم بارها مورد استفاده قرار گرفته است . در این میان لغت عدل به تنهایی در سه سوره قرآن كریم و سیزده آیه این كتاب انسان ساز ذكر شده است . خداوند متعال در آیه 90 سوره مباركه نحل می فرماید : « ان الله یامر بالعدل و الاحسان »
یعنی : « به درستی كه خداوند امر می كند به عدالت رفتار كردن و احسان به همنوعان . »
گویند روزی در مجلس « ابن عباس » در خصوص ظلم و مفاسد بی عدالتی سخن گفته می شد. كعب گفت : در قرآن آیه ای ندیده ام كه ستم سبب ویرانی مملكتی شود. ابن عباس فرمود : « فتلك بیوتهم خاویه بما ظلموا. »
یعنی : « این است منازل و قصور گذشتگان كه به دلیل ستم كردن به این روزگار افتاده و ویران شده است . »
پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمدبن عبدالله (ص ) در گفتار و رفتار خویش برای عدل جایگاه رفیع و مرتبه ویژه ای قائل بودند. چنانكه آن حضرت اعتقاد داشتند كه « ملك با كفر باقی می ماند اما با ستمگری هرگز دوام نخواهدداشت . »
« الملك یبقی مع الكفر و لا یبقی مع الظلم »
و باز از رسول گرامی اسلام (ص ) نقل شده است كه فرمودند :
« با لعدل قامت السموات و الارض »
« یعنی : به دلیل عدل است كه آسمانها و زمین , قائم و در مسیر خویش در حركتند. »
و همچنین قطب راوندوی در « لب اللباب » از آن حضرت روایت كرده است كه فرموده اند :« عدل ساعه خیر من عباده ستین سنه »
یعنی : « دادگستری در یك ساعت بهتر از عبادت شصت سال می باشد.
به اعتبار آنچه گفته شده و با مراجعه به قرآن مجید و احادیث و روایات بی گمان هیچ دین و آیینی همچون اسلام , عدالت را گرامی نداشته است و تا این اندازه بر اجرای آن سفارش و تاكید ننموده است . اسلام بی عدالتی را عله العلل تمامی بدبختیها , مفاسد و حتی نابودی اقوام و ملل می داند و رمز پیشرفت و تعالی مردم و سرزمین ها را در درجه پایبندی به اجرای احكام و تحقق و استمرار عدالت می داند.
در كتاب « معراج السعاده » از قول امام علی بن ابیطالب (ع) آمده است : « از ملوك و فرماندهان هر كس كه به عدل و داد عمل كند , خدای تعالی دولت او را در حصار امن خود نگاهدارد , و هر كه جور و ستم نماید , بزودی او را هلاك كند. »
ظهور اسلام در تاریكترین دوره حیات انسان و قوانین و رهنمودهای سرنوشت ساز آن به راستی شگفت انگیز است . اسلام علاوه بر آنكه به عدالت تولدی دوباره بخشید و انسانهای بسیاری را از زیر بار سنگین ستم و بی عدالتی رهانید , به عدالت نیز مفهومی عظیم و والا بخشید. آنچنان كه همین تعالیم و شیوه زندگی براساس دستورات اسلام , موجب حركت وسیع و همه جانبه ای در سرتاسر جهان شد و جنبش های فراوانی را پدید آورد.
در آیه 58 سوره مباركه نسا آمده است :« ان الله یامركم ان تودوا الامانات الی اهلها و اذا حكمتم بین الناس ان تمحكموا بالعدل »یعنی : « خداوند فرمان می دهد كه امانتها را به صاحبانشان باز گردانید و در وقتی كه میان مردم حكم می كنید , به عدالت حكم نمایید. »به راستی در كدام مذهب و مكتبی و در كدام عصر از حیات بشری این امر تا این حد مورد توجه و اعتنا قرار گرفته است , تا جایی كه در كتاب جامع الاصول ترمذی می خوانیم كه ابوسعید خدری از رسول خدا(ص ) نقل نموده است كه : « مقرب ترین و محبوب ترین مردم در پیشگاه خداوند در روز رستاخیز , امام عادل است و دشمن ترین و دورترین آنها رهبر ستمگر و جابر. » و امام علی (ع) پرورش یافته دامان پیامبر بزرگ چنین مكتبی است , مكتبی كه دعوت می كند بشریت را به قیام برای احیا قسط و عدل و عالم را تجلی عدل پروردگار یكتا می داند.
مولی الموحدین امام علی (ع) مظهر العجائب است . آنچنان كه در همه فضائل همچون خورشیدی فروزنده , قرنهاست كه چشم و دل اهل خرد و بصیرت به نور مباركش روشن است و یكی از فضائل بی شمار آن عالیجناب , اندیشه عمیق عدل گستر و تلاش خستگی ناپذیر آن پیشوای بر حق در جهت تحقق و تداوم عدالت است , كه این همه بر هیچ آزاده صاحبدلی پوشیده نیست و عظمت اندیشه و عدالتخواهی آن حضرت در صحنه عمل تا بدانپایه است كه حتی اندیشمندان سایر مذاهب و حتی متفكرین لامذهب نیز سر تعظیم بر آستان مباركش فرود آورده اند و چه بسیار كتابها و مقالات كه در ستایش ایشان به رشته تحریر در آورده اند.
« رودلف ژایگر » مورخ و اسلام شناس نامدار آلمانی در كتاب « خداوند علم و شمشیر » كه درباره زندگانی پربار امام علی (ع) به رشته تحریر در آورده , فصلی از كتاب را به بوجود آوردن سازمان دادگستری از سوی امام علی (ع) اختصاص داده است . در پایان این فصل آمده است : « آنچه امروز به اسم اصول محاكمات حقوقی و جزایی خوانده می شود , به دست علی (ع) استوار گردید و او دستگاه دادگستری را در عربستان بوجود آورد. »« جرج جرداق » شاعر و نویسنده بزرگ مسیحی و مولف اثر جاودان « الامام علی , صوت العداله الانسانیه » می نویسد : « نزد تاریخ , حقیقت و واقعیت یكسان است , خواه بشناسی یا نشناسی و چنین است كه شهید نامی , پدر بزرگ شهیدان , علی بن ابیطالب (ع) , صدای عدالت انسانی , شخصیت جاودان شرق است . »
« سوامی برهماس » (كریشنا) از رهبران هندوهای هندوستان در سمینار « بین الادیان و تبیین مذاهب » كه در سال 1372 در مركز ایالت اندرا پراداش برگزار شد ضمن ادای احترام به شخصیت امام علی (ع) می گوید : « تاریخ در شجاعت , امانت , صداقت , عدالت و پرهیزگاری مانند آن حضرت را سراغ ندارد. »
« توماس كارلایل » پژوهشگر و فیلسوف نامدار انگلیسی درباره امام علی (ع) می گوید : « در كوفه ناگهان به حیله كشته شد و شدت عدلش موجب این جنایت گشت . »
اعتراف به بلندنظری و عدالت گستری مولا(ع) در بین اندیشمندان دیگر ادیان جهان و همچنین متفكرین نامدار اهل سنت بسیار فراوان است , آنگونه كه گردآوری و تدوین این اقوال , خود كتاب مفصلی را شامل می شود. نكته بسیار با اهمیتی كه در تمامی این ستایش ها مشترك است اینكه امام علی (ع) علاوه بر تقوا و عالی ترین صفات , هرگز نسبت به وضع و حال مردم و رعایت حقوق و عدالت در میان افراد جامعه بی تفاوت نبوده اند و در مسیر احقاق حقوق حقه افراد جامعه از هیچ كوششی فروگذار نكرده اند و هیچگونه عافیت اندیشی , ملاحظه كاری و مصالحه ای بر خلاف رعایت عدالت را روا ندانسته اند , چنانكه عمروعاص در نامه ای به معاویه هراسناك از این موضوع نوشته است : « هر كاری از تو ساخته است بكن كه پسر ابیطالب هر چه دارایی در این مدت جمع كرده ای از تو خواهد گرفت و از تو جدا خواهد كرد آن طور كه پوست عصای دستی را از آن جدا می كنند! »امام علی (ع) در كتاب شریف نهج البلاغه ضمن نامه ای خطاب به عثمان (خلیفه سوم ) می فرمایند : « بدان كه بهترین بندگان در پیشگاه پروردگار , رهبر عادلی است كه خود هدایت یافته و دیگران را نیز هدایت می كند. پس سنت های قطعی الهی را بپا داشته و بدعتهایی را كه در دین نبوده می میراند... »
تفاوت بزرگ امام علی (ع) با دیگر مدافعان حقوق و برقراری عدالت را می توان در سابقه و جایگاه آنان دریافت , چه بسا بسیاری از كسانی كه تا هنگامیكه از قدرت و نفوذی برخوردار نبوده اند به شعار عدالتخواهی متوسل شده اند , اما همین كه دست آنها به جایی بند شده است از هیچ اقدام خودسرانه و مغایر با عدالتی فروگذار نكرده اند. اما تاریخ شهادت می دهد كه امام علی (ع) در هر منصبی , خصوصا در عالی ترین منصب به عنوان خلیفه مسلمین هیچگاه قدرت و نفوذ خویش را برای پایمال كردن حقی به كار نبستند و حتی نسبت به خود , خانواده و یارانش سختگیرتر بودند. ماجراهایی نظیر خاموش كردن شمع بیت المال هنگامی كه شخصی با ایشان كار خصوصی داشت , آتش گداخته نهادن در كف عقیل برادر نابینای خود به خاطر درخواست بیشتر از بیت المال و یادآوری عذاب دوزخ به او , بازگرداندن گردنبند مرواریدی كه دخترش برای عید قربان به عاریت گرفته بود , و مراقبت و تذكرات مكرر به كارگزارانی كه از اصحاب او بودند و ... همه و همه گواه این نكته است كه عدالت تاكنون هیچ مدافع راستینی مانند امام علی (ع) را شاهد نبوده است . كسی كه به خدا سوگند می خورد كه اگر تمام جهان را به او ببخشند تا مگر پوست جویی را از دهان مورچه ای بگیرد , هرگز این كار را نخواهد كرد.
« ابن عباس » روایت كرده است وقتی امیر مومنان از مدینه به بصره آمد , برخی از مردم به دیدار آن حضرت شتافتند و چون ابن عباس برای رساندن این خبر و دعوت از آن حضرت برای حضور در جمع مردم در خیمه امام (ع) حاضر شد , مشاهده كرد كه امام (ع) مشغول دوختن پارگی كفش كهنه خویش است . در این حال امام (ع) به ابن عباس فرمود : اگر نبود كه با این موقعیت خلافت , بتوانم حقی را بر پا دارم , یا باطلی را از میان بردارم , این مقام برای من از این كفش كهنه نیز بی ارزش تر بود. »
روز دوم بیعت حضرت بر منبر رفت و پس از حمد و ثنای الهی و درود بر خاتم انبیا فرمودند : « ای مردم , اكنون اعلام می كنم , آن عده كه از بیت المال جیب خود را پر كرده و املاكی تهیه كرده اند , نهرها جاری كرده , بر اسبهای عالی سوار شده , كنیزان زیبا خریداری كرده و در لذات دنیا غرق شده اند , فردا كه جلوی آنها را بگیرم و آنچه از راه نامشروع به دست آورده اند از آنها باز ستانم و فقط به اندازه حقشان ـ نه بیشتر ـ برایشان باقی گذارم , نگویند علی (ع) ما را اغفال كرد. من امروز در كمال صراحت اعلام می كنم كه تمام مزایا و امتیازات را لغو خواهم كرد و ... »روز دیگر مردم آمدند و حضرت , بیت المال را به تساوی تقسیم كرد . مردی گفت : « یا علی (ع) , تو به من 3 دینار و به كسی هم كه تا دیروز برده من بوده 3 دینار می دهی ! »
امام (ع) فرمود : « در كتاب خدا نگاه كردم . در آن حق بیشتری حتی برای فرزندان اسماعیل ذبیح نیافتم . »
عده ای كه از سالها پیش به داشتن امتیازات ویژه عادت كرده و ثروت فراوانی از این راه اندوخته بودند مانند طلحه , زبیر , عبدالله بن عمر , عبدالله بن زبیره , سعید بن عاص و مروان بن حكم , آن روز از پذیرفتن سهمیه خودداری و مسجد را ترك كردند و پس از چندی ولیدبن عقبه را به عنوان نماینده نزد حضرت فرستادند و گفتند كه با دو شرط حاضرند با امام بیعت كنند وگرنه به شام نزد معاویه بن ابوسفیان خواهند رفت . شرط اول آنها این بود كه امام با گذشته آنها كاری نداشته باشد از گرفتن ثروتهای نامشروعی كه در طی سالهای قبل اندوخته بودند , خودداری نماید. اما پاسخ امام (ع) به این گروه , روشن و آشكار بود : پایداری در مسیر حق و عدل .
گرچه امام (ع) می دانست كه این گروه در شمار مخالفین قدرتمند وی درخواهند آمد و مشكلات فراوانی ایجاد خواهند كرد , اما امام حتی یك گام از آنچه وعده داده بود عقب نشینی نكرد و حقانیت امام (ع) در مقابله با این گروه كه برخی خود را از اصحاب پیامبر(ص ) نیز می دانستند را تاریخ به استناد آمار ثروتهای كلان و بادآورده آنان ثبت كرده است ; ثروتهایی كه پس از مرگ آنان در دنیا باقی ماند و مایه ننگ و شرمساری ابدی آنان شد.
زبیر ثروت و املاك و دام و برده فراوانی در بصره و كوفه و مصر و اسكندریه فراهم آورده بود و در هر كدام از این شهرها , خانه های باشكوه و مجللی ساخته بود كه بهای یكی از متروكات او در آن دوران پنجاه هزار دینار تخمین زده می شد. هزار اسب و هزار كنیز داشت . بهای قله او در بین النهرین روزی بیش از هزار دینار بود. طلحه نیز همانند زبیر ثروت فراوانی اندوخته بود و در كوفه و مدینه و دیگر شهرها تیولی برای خود فراهم كرده بود. عبدالرحمن بن عوف هزار اسب بسته , هزار شتر و ده هزار گوسفند داشت و ربع متر وكاتش پس از مرگ 84 هزار دینار بود و زیدبن ثابت آنقدر طلا و نقره از خود برجای گذاشت كه پس از مرگش با تبر و تیشه آنها را خرد كردند و ارزش املاك و مزارع او بیش از هزاران دینار بود و....امام نه تنها حاضر نبود سهمی بیشتر از استحقاق اشراف به آنان اختصاص دهد بلكه درباره اعتدال حقوق عرب و عجم , و رعایت حقوق پیروان سایر ادیان نیز به همین گونه رفتار می نمود. در روایات آمده است روزی در حین تقسیم بیت المال , دو زن به نزد امام آمدند. امام به هر كدام حدود پانزده درهم غله داد. زن عرب برآشفت و گفت : « آیا به من عرب و آن زن عجم سهم برابر می دهی ! »
امام (ع) فرمود : « به خدا قسم كه من در این غنیمت برای او اولاد اسماعیل هیچ برتری بر اولاد اسحاق نمی یابم . »
در كتاب وسایل الشیعه نقل شده است كه پیرمردی مسیحی بود كه بینایی اش را از دست داده بود و از آنجا كه فرزندی نداشت تا از او مراقبت نماید به گدایی روی آورده بود. روزی حضرت هنگام عبور متوجه او شده و از حال و روز او پرس و جو می كند و چون درمی یابد كه این پیرمرد در روزگار جوانی دارای سوابق مثبتی بوده و كارها و خدمات فراوانی داشته است , دستور می دهند كه از بیت المال به او مستمری دهند و بر عهده حكومت و اجتماع است كه تا هنگامی كه این مرد زنده است او را تكفل نمایند.
سختگیری امام نسبت به خویش و ساده زیستی آن حضرت غیرقابل توصیف است . با این حال امام دیگران را به استفاده از موهبتهای الهی دعوت می فرمودند و در افزایش درآمد و ارتقا سطح زندگی و رفاه عامه مردم خصوصا تهیدستان از هیچ تلاشی دریغ نمی ورزیدند. در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آمده است كه پس از جنگ جمل كه امام وارد بصره شدند. شخصی به نام « علابن زیاد » خدمت آن حضرت از برادرش عاصم شكایت آورد كه مدتی است تارك دنیا شده و همه چیز و همه كس را رها كرده است . امام دستور داد تا عاصم را احضار كردند و سپس سبب رفتار او را جویا شد و چون پی برد كه عاصم روش زندگی ایشان را برگزیده , خطاب به او فرمود : « من با تو فرق دارم . من سمتی دارم كه تو نداری . وظیفه حاكم و پیشوا وظیفه دیگری است . خداوند بر پیشوایان عادل واجب كرده است كه زندگی خود را مطابق زندگی ضعیف ترین مردم قرار دهند , تا سختی فقر و تهیدستی به آنها اثر نكند. »
برای جلوگیری از پایمال شدن حقوق ضعفا امام علی (ع) تشكیلات دادگستری را ایجاد و در تمامی بلاد , سر و سامانی بخشید و اشخاصی را آموزش داده و به عنوان قاضی منصوب و برای آنان حقوقی مقرر فرمود تا براساس احكام اسلام , عدالت را در جامعه جاری سازند. آن حضرت با دقت نظر تمام بر كار قضات نظارت داشت و اشخاصی را به كار قضاوت برمی گزید كه نسبت به تقوای آنان اطمینان كامل داشت .
آن حضرت خود نیز بر مسند قضاوت می نشست و با علم و دانش بی نظیر خویش در كار مردم به عدالت حكم می داد , كه درباره قضاوتهای عالمانه و شگفت انگیز آن حضرت كتابهای متعددی به رشته تحریر درآمده است .
از دیدگاه امام علی (ع) همه در برابر قانون مساوی و یكسان هستند و هیچ امتیازی نسبت به یكدیگر ندارند. در روایات آمده است كه روزی زره حضرت به سرقت می رود و پس از چندی حضرت زره را بر تن شخصی می بیند و چون آن شخص از باز پس دادن زره امتناع می ورزد امام پیشنهاد می كند كه هر دو به نزد قاضی بروند. آن شخص می پذیرد. چون به قاضی وارد می شوند , قاضی برمی خیزد و امام را با لقب امیرالمومنین (ع) خطاب می كند كه این حركت قاضی موجب ناراحتی امام می شود. این روایات بیانگر آن است كه امام تا چه اندازه نسبت به قانون احترام قائل بوده اند و از دیگر سو هنگام حضور در محكمه توقع یكسان بودن منزلت و جایگاه افراد را متذكر شده اند.
در كتاب وسایل الشیعه نقل شده است كه روزی مردی به عنوان میهمان به خانه امام علی (ع) رفت و چند روز میهمان آن حضرت بود. یك روز به حضرت گفت كه با شخصی بر سر موضوعی اختلاف پیدا كرده اند و قرار شده كه برای حكمیت و داوری به آن حضرت مراجعه كنند. امام به محض شنیدن این ماجرا به آن شخص فرمود : « از امروز دیگر نمی توانم از تو به عنوان میهمان پذیرایی كنم زیرا رسول اكرم (ص ) فرموده است كه هرگاه دعوایی نزد قاضی مطرح است , قاضی حق ندارد یكی از طرفین را به مهمانی دعوت كند , مگر آنكه هر دو طرف با هم در مهمانی حضور داشته باشند.سعی و علاقه آن حضرت به اجرای عدالت حد و مرزی نمی شناسد و باز روایت كرده اند حضرت در یك محاكمه قضایی به « ابوالاسود دوئلی » كه مردی ادیب و اهل حكمت بود , وكالت داده بود , اما پیش از پایان محاكمه او را عزل نمود. ابوالاسود كه از دوستداران امام بود رنجیده خاطر شد و علت امر را از آن حضرت جویا شد. امام فرمود : « دیدم در هنگام محاكمه , گفتار تو زمخت تر از صدای طرف مقابل است و ممكن است این امر مانع كشف حقیقت گردد. »
به راستی چه كسی تا این حد نسبت به اجرای عدالت پایبند و پیشتاز است امام آنقدر به رعایت حقوق انسانها احترام قائل است كه با آنكه می داند با خروج طلحه و زبیر از شهر , فتنه بزرگی آغاز خواهد شد اما دست به قصاص قبل از جنایت نمی زند و به آنان اجازه می دهد كه آزادانه از شهر خارج شوند و حتی هنگامیكه در بستر شهادت آرمیده است و در حالیكه قاتل سیاهكار او نیز در كنارش نشسته خطاب به خویشاوندان و نزدیكان خویش می گوید : « ای فرزندان عبدالمطلب , مبادا در میان مردم بیفتید و قتل مرا بهانه قرار دهید و افرادی را به عنوان شریك جرم یا عنوان دیگر متهم سازید و خونریزی نمایید. » و به فرزندش امام حسن (ع) وصیت می كند : « اگر زنده ماندم , خود می دانم با این مرد چه كنم , و اگر مردم , شما بیش از یك ضربت به او نزنید , زیرا او فقط یك ضربت به من زده است .... »
عظمت آن حضرت و حكومت عدل گسترش موجب شد تا پس از شهادت ایشان موجی از حسرت و اندوه پدید آید. حسرت و اندوهی كه حتی دشمنان آن حضرت در اعماق وجود خود احساس می كردند. حسرت و اندوهی كه هر روز بر دامنه آن افزوده شد و قرنها را درنوردید.نقل است كه معاویه در یكی سالهایی كه به حج رفته بود سراغ زنی را گرفت كه از دوستداران علی و از دشمنان سرسخت معاویه بود. چون زن را حاضر كردند از او پرسید چرا علی (ع) را بیش از من دوست می داری زن گفت : بهتر است از این موضوع سخنی نگویم . معاویه اصرار كرد كه حتما باید پاسخ بدهی . زن گفت : به خاطر آنكه عادل بود و طرفدار مساوات . دوستش می دارم چون فقر را دوست می داشت و تو را دشمن می دارم چون به ناحق با او جنگیدی و خونریزی كردی و اختلاف میان مسلمین افكندی و در قضاوت ستم می كنی و رفتارت مطابق هوای نفس توست .معاویه خشمناك شد و پس از رد و بدل شدن سخنانی از سر دلجویی برآمد و به زن گفت : چه حاجتی داری تابرآورده كنم زن پاسخ داد : هر چه بخواهم می دهی معاویه گفت : آری . زن گفت : یكصد شتر سرخ مو به من بده . معاویه پذیرفت و دستور داد یكصد شتر سرخ مو در اختیار زن قرار دهند. آنگاه معاویه از او پرسید : آیا اكنون من هم در نظرت مانند علی محبوب هستم . زن گفت : ابدا. معاویه خشمگین شد و گفت : اگر علی (ع) بود حتی یكی از این شتران را هم به تو نمی داد. زن گفت : به خدا قسم اگر علی (ع) بود حتی یك موی این شتران را هم به من نمی داد , بخاطر اینكه این شتران متعلق به تمام مسلمانان است ! معاویه شرمگین شد و سر به زیر انداخت .
در كتاب « الكنی و الالقاب » تالیف شیخ عباس قمی آمده است كه پس از شهادت حضرت مولای متقیان و تسلط معاویه بر سرزمینهای اسلامی , روزی معاویه برای آنكه خاطره شهادت سه پسر عدی بن حاتم طائی را تجدید كند و به او بفهماند كه پیروی از امام علی (ع) برایش چقدر زیان آور بوده , با او در این باره شروع به صحبت كرد. اما وقتی كه ارادت و علاقه عدی را دید از او خواست كه برایش درباره امیرمومنان سخن بگوید و آنقدر اصرار كرد تا عدی لب به سخن گشود و گفت : « به خدا سوگند , علی (ع) بسیار دوراندیش و نیرومند بود. به عدالت سخن می گفت و با قاطعیت فیصله می داد. علم و حكمتش از اطراف می جوشید.... نه نیرومند از او بیم داشت و نه ناتوان از عدالتش ناامید بود و.... »اشك از گونه های معاویه بی اختیار سرازیر شد و گفت : خدا رحمت كند ابوالحسن را. همین طور بود كه می گویی . آیا هیچ فراموشش می كنی ! عدی با حسرت و اندوه پاسخ گفت : مگر روزگار می گذارد فراموشش كنم !
اسلام , بی عدالتی را عله العلل تمامی بدبختی ها و مفاسد و حتی نابودی اقوام و ملل می داند و رمز پیشرفت و تعالی جوامع را در درجه پایبندی به اجرای احكام و تحقق و استمرار عدالت می خواند
عدالت تاكنون هیچ مدافع راستینی همچون امام علی (ع) را شاهد نبوده است , كسی كه به خدا سوگند می خورد كه اگر تمام جهان را به او ببخشند تا مگر پوست جویی را از دهان مورچه بگیرد , هرگز این كار را نخواهد كرد.
پی نوشت: روزنامه جمهوری اسلامی





دستورات قرآنی، در زمینه "خدمت به مردم" و پیامدهای مثبت دنیایی و آخرتی آن
با توجه به مفهوم "نهضت خدمترسانی" و خدمت به مردم، که عام بوده و هم خدمت رسانی از جانب مسئولان و کارگزاران حکومتی را شامل شده و هم خدمت رسانی اقشار مردم نسبت به یکدیگر را، چند مطلب قابل ذکر است: 1. "خدمت"، تنها در حوزه خدمات اقتصادی، صنعتی و یا خدمات اجتماعی به مردم، خلاصه نمیشود، بلکه این واژه، خدمات فرهنگی، تربیتی و نظامی یا انتظامی و حتی خدمات قضائی را نیز شامل میگردد. بنابر این، میتوان گفت: قرآن کریم، بزرگترین خدمت را همان خدمت فرهنگی انبیأ الهی به مردم میشمارد، پیامبرانی که هر یک در راه هدایت مردم به سوی حق از هیچ چیز دریغ نکرده و تمامی آزارها را تحمل نموده و تا پای جان، برای "اقامه دین" الهی ایستادند. بزرگترین خدمت آنان، همان "تزکیه و تعلیم" انسانها و هدایت آنان از تاریکی جهان و کفر به سوی نور بوده، خداوند میفرماید: "او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان بر انگیخت که آیاتش را بر آنها میخواند و آنها را تزکیه کرده و به آنان کتاب ]قرآن[ و حکمت میآموزد، هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند." (جمعه، 2)(ملاحظه کنید بقره، 129 و 151.) در همین راستا، یکی دیگر از خدمات سیاسی، فرهنگی آنان، آزادی انسانها، از بند اسارت بوده; میفرماید: "ویَضَعُ عَنهُم اِصرَهُم والاَغلـَلَ الَّتی کانَت عَلَیهِم; اعراف، 157) و بارهای سنگین و زنجیرهایی را که به آنها بود ]از دوش و گردنشان[ بر میدارد."(ر. ک: تفسیر موضوعی، پیام قرآن، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 7، ص 25، شر مطبوعاتی هدف.) 2. افزون بر مطلب فوق، در مورد "خدمت به مردم" در قرآن کریم، به چند دسته از آیات میتوان اشاره کرد: الف) آیه تعاون; میفرماید: "وتَعاونوا عَلَی البِرِّ التَّقویَ لا تَعاونوا عَلَی الاِثمِ والعُدوَنِ; (مائده، 2) ]و همواره[ در راه نیکی و پرهیزکاری با هم تعاون کنید و ]هرگز[ در راه گناه و تعدّی، هم کار یک دیگر نباشید." روشن است که خدمت به ردم، وعی تعاون و هم کاری با آنان در رفع مشکلات آنها است. ب) آیه احسان; میفرماید: "واَحسِنوا اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ المُحسِنین; (بقره، 195) و نیکی کنید که خداوند، نیکوکاران را دوست ارد." ]ملاحظه کنید: (اسرأ، 7); (یونس، 26); (قصص، 77)[ روشن است که خدمت کردن به مردم، یکی از مصادیق "نیکی کردن به آنها است" ج) آیة انفاق; خداوند، در آیات بسیاری فارش به این امر میفرماید و یکی از اوصاف پرهیزکاران را انفاق در حال توانگری و تنگدستی معرفی کرده میفرماید: "بهشتی که وسعت آن آسمانها و زمین است، برای پرهیزکاران ماده شده است # همانها که در توانگری و تنگدستی، انفاق میکنند." (آل عمران، 133 و 134) هر چند انفاق، دارای اقسام و درجههای مختلفی است، که یک نوع آن صدقه، زکات مس است، که از نوع انفاق مالی است و نوع دیگر انفاق جان و یا انفاق وقت میباشد، به هر جهت انفاق و رسیدگی به محرومان و مساکین، یکی از بزرگترین خدمت اجتماعی به ردم است. ]ملاحظه کنید: (بقره، 267); (توبه، 103); (ذاریات، 19).[ د) آیة اطعام; قرآن کریم، یکی از عوامل مهمّ عبور از گردنه دشوار قیامت را "اطعام دادن" شمرده میفرماید: "و تو میدانی آن گردنه چیست! آزاد کردن بردهای # یا غذا دادن در روز گرسنگی # یتیمی از خویشاوندان # یا مستمندی خاک نشین را." (بلد، 12 ـ 16) و در مقابل، اطعام نکردن و عدم سیدگی به مستمندان را یکی از عوامل رفتن به جهنم محسوب فرموده.]ملاحظه کنید: (مدثّر، 42 ـ 44).[ 'û) آیة قرض الحسنه; خداوند قرض الحسنه به مردم را قرض به خود قلمداد رده و میفرماید: "مَن ذَا الَّذی یُقرِضُ اللّهَ قَرضـًا حَسَنـًا فَیُضـَعِفَهُ لَهُ اَضعافـًا کَثیرَةً; (بقره، 249) کیست که به خدا "قرض الحسنهای" دهد، (و از اموالی که خدا به او بخشیده، انفاق ند) ا آن را برای او، چندین برابر کند؟ و) امر به معروف و نهی از منکر; یکی دیگر از مصادیق خدمت فرهنگی تربیتی، به مردم را میتوان این مورد شمرد; زیرا افزون بر جلوگیری فساد و حشا و اعمال زشت در میان جامعه، یک نوع آرامش و امنیّت اجتماعی را، برای مردم به ارمغان میآورد;
خداوند میفرماید: "کُنتُم خَیرَ اُمَّةٍ اُخرِجَت لِلنّاسِ تَأمُرونَ بِالمَعروفِ وتَنهَونَ عَنِ لمُنکَرِ وتُؤمِنونَ بِاللّهِ; (آل عمران، 110) شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شدهاید; ]چه این که[ به کار پسندیده فرمان میدهید و از کار ناپسند باز میدارید و به خدا یمان ارید." که این در واقع یک وظیفه عمومی تمام اقشار جامعه میباشد و از طرفی از شئون و وظایف حکومت اسلامی و کارگزاران آن است، در مواردی که نیاز به شدت عمل دارد.(ر. ک: فسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 3، ص 35، دارالکتب الاسلامیة.) م) آیة ایثار: خداوند در مدح انصار چنین میفرماید: "آنان کسانی را که به سویشان هجرت کنند رست دارند و دل خود نیازی به آن چه که مهاجرین داده شده احساس نمیکنند و آنها را بر خود مقدم میدارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند.(حشر،9) 3. در قرآن مجید، یاتی بیانگر این معنا است که برخی از انبیأ:، افزون بر وظیفه تبلیغی و خدمت هدایتگری مردم، خدمات دیگری نیز داشتهاند، که بخشی از آن عبارت است: الف) زره سازی حضرت اوود7; میفرماید: "وعَلَّمنـَهُ صَنعَةَ لَبوسٍ لَکُم لِتُحصِنَکُم مِن بَأسِکُم فَهَل اَنتُم شـَکِرون; (انبیأ، 80) و ساختن زره را به خاطر شما به او تعلیم دادیم، تا شما را در چنگهایتان حفظ کند، یا کر گزار (این نعمتهای خدا) هستید؟" ب) خزانه داری حضرت یوسف; میفرماید: "(یوسف) گفت: "مرا سرپرست خزاین سرزمین (مصر) قرار ده، که نگهدارنده و آگاهم." و این گونه ما ه یوسف در سرزمین (مصر) قدرت دادیم." (یوسف، 55 ـ 56) حضرتیوسف، در جریان کمک به مردم و مدیریت بحران اقتصادی شدیدی که کشور مصر را تحدید میکرد، به یاری ستضعفان شتافت تا از تبعیضها بکاهد و حق مظلومان را از ظالمان بستاند و به وضع آن کشور سروسامان بخشد.(رجوع کنید: تفسیر نمونه، همان، ج 10، ص 5.) ج) خدمت رسانی ضرت موسیبه دختران حضرت شعیب; قرآن میفرماید: "فَسَقیَ لَهُما ثُمَّ تَوَلّیَ اِلَی الظِّـلِّ; (قصص، 24) موسی برای (گوسفندانِ) آن دو زن، آب کشید، سپس رو به سایه آورد." که و ه وسیله این خدمت، فصل تازهای در زندگانی حضرت موسیگشوده شد. د) قرآن کریم، یکی از اهداف مهم نهضت انبیأ را برقراری و بسط عدالت اجتماعی در میان مردم ذکر کرده حدید،25[ و یکی از وظایف آنان را رفع اختلاف و قضاوت و داوری بین مردم، بیان میدارد; میفرماید: "خداوند، پیامبران را برانگیخت، تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی، که ه وی حق دعوت میکرد را، با آنان نازل نمود تا در میان مردم، در آن چه اختلاف داشتند داوری کند." (بقره، 213) و یکی از دستورهایش به حضرت داوود این است: "ای داوود! ما تو را لیفه ]و نماینده خود[ در زمین قرار دادیم، پس در میان مردم به حق داوری کن." (ص،26) بنابر این، یکی از راههای خدمت رسانی به مردم، خدمت قضائی است.(ر. ک: تفسیر وضوعی یام قرآن، همان، ج 7، ص 31 / تفسیر نمونه، همان، ج 19، ص 261.) 'û ) در قرآن، از خدمات "ذوالقرنین" نیز سخن به میان آمده ـ هر چند او از انبیأ الهی نیست ـ در بخشی از آیات به تیزی او اشاره شد و در بخش دیگر به بیان سدسازی او در برابر هجوم قوم یأجوج و مأجوج میپردازد و میفرماید: "(ذوالقرنین گفت:) قطعات بزرگ آهن را برای من بیاورید (و آنها را به وی هم چیند) تا کاملاً میان دو کوه را پوشانید، سپس، گفت: (آتش در اطراف آن بیافروزید و) در آتش بدمید. (آنها دمیدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد، گفت (اکنون) مس ذوب ده برای من بیاورید تا به روی آن بریزم." (کهف، 96)(رجوع کنید به: تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 12، ص 523 ـ 552، دارالکتب الاسلامیة.) 4. در آیاتی از قرآن ریم، داوند انسانها را تشویق به کار و تلاش فرموده است و بدیهی است که خدمت به مردم در ضمن کار و تلاش است; میفرماید: "او کسی است که دریا را مسخّر (شما) ساخت تا از ن، گوشت تازه بخورید و زیوری برای پوشیدن (مانند مروارید) از آن استخراج کنید و کشتیها را میبینی که سینه دریا را میشکافند تا شما (به تجارت پردازید و) از فضل خدا بهره یرید، شاید شکر نعمتهای او را به جای آورید. (نحل، 14)(ر. ک: (فاطر، 12); (اسرأ، 12); (قصص، 73).) قرآن کریم، تلاش برای معاش و خدمت به مردم را همردیف جهاد در راه خدا یان میکند; میفرماید: "گروهی دیگر برای به دست آوردن فضل الهی (و کسب روزی و خدمت به مردم) به سفر میروند و گروهی دیگر در راه خدا جهاد میکنند..." (مزمل، 20) و ین همیت اسلام به این موضوع را نشان میدهد.(ر. ک: تفسیر نمونه، همان، ج 25، ص 200 و ج 9، ص 21.) در سیرة انبیأ و اولیأ خداوند، میخوانیم که آنان با کار و تلاش خویش و ارائه دمتی به مردم، ارتزاق میکردند; مثلاً در حدیثی از امام علیمیخوانیم که: "حضرت داوود7 با دست خویش، از برگ خرما بوریا میبافت و به همنشینانش میگفت: کدام یک از شما رای فروش آن، مرا یاری میکند؟ و آن گاه، از بهای آن، قرص نان جو میخورد."(نهج البلاغه، خطبة 160.) و یا حضرت ادریسو یا لقمان دو زندگی میکردند.(رجوع کنید به: توسعه قتصادی بر پایه قرآن و حدیث، محمد محمدی ریشهری، ترجمه سیدابوالقاسم حسینی (ژرقا)، ج 1، ص 182 ـ 250، دارالحدیث.) افزون بر این، در روایات اهل بیت: سفارش اکیدی سبت به بجاآوردن درخواست برادران ایمانی شده، به طوری که یکی از مهمترین حقوق برادری، در پی حوایج و خدمت به مردم شمرده شده است. که پرداختن به آن خارج از این اسخ امه میباشد. فقط به روایتی از "جمیل" بسنده میکنیم که از امام صادقنقل میکند: "مؤمنان خدمت کار یکدیگرند، (جمیل گوید:) عرض کردم: چگونه خدمتکار یکدیگرند؟ فرمود: به کدیگر سود میرسانند."( اصول کافی، ثقةالاسلام کلینی ـ رحمه الله ـ ج 2، ص 167، ح 9، دارالتعارف/ رجوع کنید: میزان الحکمة، محمدمحمدی ریشهری، ترجمه جمید رضا شیخی، ، ص 1377، دارالحدیث/ الف حدیث فی المؤمن، شیخ هادی نجفی، نشر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم/ مستدرک الوسایل، محدث نوری ـ رحمه الله ـ، ج 9، ص 50، نشر مؤسسه لبیت.) 5. پیامدهای دنیوی و اخروی خدمت به مردم: از آن جا که زندگی بشر، به طور اجتماعی است و با توجه به مختلف بودن استعداد و توان و ذوق هر فرد اجتماع در زمینههای ختلف، ناگزیر از تعامل صحیح افراد یک جامعه با هم هستیم و این همان در خدمت یکدیگر بودن و تعاون داشتن در زمینههای مختلف را میطلبد. قرآن کریم در این مورد میفرماید: نَحنُ قَسَمنا بَینَهُم مَعیشَتَهُم فِی الحَیوَةِ الدُّنیا ورَفَعنا بَعضَهُم فَوقَ بَعضٍ دَرَجـَتٍ لِیَتَّخِذَ بَعضُهُم بَعضـًا سُخریـًّا; (زخرف، 32)، معیشت آنها را در زندگی دنیا، در میان آنها تقسیم کردیم عضی را بر بعضی برتری دادیم تا یکدیگر را مسخّر کرده (و با هم تعاون و خدمت نمایند)." در مورد پیامدهای دنیوی خدمت رسانی به مردم، میتوان گفت: از برخی آیات قرآن کریم نین ستفاده میشود که خداوند برای مردم آرامش، امنیت، رفاه را در این دنیا میخواهد، تا در سایه آنها به عبادت و بندگی خداوند بپردازد و از همین روست که آسمانها و زمین را سخّر نسان قرار میدهد. خدمات مالی به انسانها، کمترین پیامدش در این دنیا، رفع نیاز مندی مستمندان و درماندگان است، افزون بر این که یک حالت قرب معنوی را در همین دنیا، برای ادمین آن به دنبال دارد. و همچنین است در مورد خدمات فرهنگی که سعادت دنیوی را به همراه داشته و یک نوع آرامش روحی و روانی به انسانها عطأ میکند. پیامدهای اخروی آن، ا توجه به آیات و روایات، بهشت جاویدان است (البته اگر برای خدا باشد) و تمام ثوابهای مطرح شده برای انفاق و قرض الحسنة و صدقه و جهاد در راه نجات مستضعفان و... را یتوان ه عنوان پیامدهای اخروی بیان داشت. در روایتی از رسول اکرمآمده است: "هر مسلمانی که گروهی از مسلمانان را خدمت کند، خداوند به تعداد آنان در بهشت به او خدمتکار هد."(اصول کافی، همان، ج 2، ص 207، ح 1.( خلاصه: از منظر آیات و احادیث اهل بیت: دستهای دلالت بر تشویق و ترغیب مردم به کار و تلاش و خدمت گزاری میکند، حتی اگر ارائه ن خدمت برای گذران زندگی باشد، به طوری که پیامبر اکرمدست سعد انصاری را ـ که در اثر ریسمان و بیل رشته رشته شده بود ـ میبوسند. برخی از روایات، بیانگر پاداشهای خرویِ خدمت گزاری است که به آن اشاره شد. بعضی دیگر از احادیث، به پارهای از راههای خدمتگزاری اشاره دارد، مثلاً امام علیدر بیان وضع زندگی مردم، در روزگار پیشوایی ودشان میفرمایند: "در کوفه کسی نمانده جز آن که از نعمت برخوردار بوده و زندگی آسودهای دارد; فرومایهترین مردم، نان گندم میخورد، زیر سایبانی مَسکن دارد و از آب گوارای رات مینوشد.(توسعه اقتصادی بر پایه قرآن و حدیث، همان، ج 1، ص 430، ح 773.) و در نامة مشهورشان به مالک اشتر، آن گاه که وی را به گارگزاری مصر میگمارند; میفرماید: باید بیش از آن که به گردآوری خراج (و مالیات) بیندیشی، در اندیشه عمران و آبادسازی زمین باشی; زیرا خراج گرد نیاید مگر به آبادانی(نهج البلاغه، سیدرضی ـ رحمه الله ـ کتاب 3.) و روایات فراوانی که حکایت از برآوردن نیاز مردم و محتاجان دارد; امام علیدر نامهای به یکی از کارگزاران خویش چنین آوردهاند: "پس از دل و جان با مردم انصاف ورزید و برای برآوردن یازهایشان شکیبا باشید، که همانا شما خزانه دارانِ مردم، وکیلان أمت و سفیران پیشوایان هستید و... ."(نهج البلاغه، کتاب 51، رجوع کنید: میزان الحکمه، همان، ج 3، ص 1316 ـ 327.
هر کس ز کار خلق یکى عقده وا کند ایزد هزار عقده ز کارش رها کند
صدها فرشته بوسه بر آن دست مىزنند کز کار خلق یکى گره بسته وا کند
مرد جوانی پدر پیرش مریض شد . او پدرش را که بیماریش شدت گرفته بود ، در گوشه ی جاده ای رها کرد و از آن جا دور شد . پیرمرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود و به زحمت نفس های آخرش را می کشید . رهگذران از ترس مسری بودن بیماری پیرمرد و برای فرار از دردسر ، بی اعتنا به ناله های او ، راه خود را می گرفتند و می رفتند .عارفی از آن جاده عبور می کرد ، به محض دیدن پیرمرد ، او را به دوش گرفت تا ببرد و درمانش کند . رهگذری به طعنه به عارف گفت : این پیرمرد فقیر است و بیمار و مرگش نیز نزدیک ، نه از او سودی به تو می رسد و نه کمک تو تغییری در اوضاع این پیرمرد به وجود می آورد . پسرش هم او را در این جا به حال خود رها کرده و رفته است . تو برای چه به او کمک می کنی؟ عارف گفت : من به او کمک نمی کنم ، بلکه به خودم کمک می کنم ؛ اگر من هم مانند پسرش و رهگذران او را به حال خود رها کنم ، چگونه رو به آسمان برگردانم و از خالق هستی تقاضای هم صحبتی داشته باشم ؛ من به خودم کمک می کنم .
هر گاه انسان به دیگران خدمت می کند و مشکلی از مشکلات آنان را بر می دارد ، چه لذتی شیرین تر و زیباتر از این وجود دارد که در خود احساس شعف و نشاط و با ارزش بودن می کند و خود را به خدای خویش نزدیک می بیند ، چنان که امام علی (ع) می فرماید : کسى که دلى را شاد کند خداوند عوض آن شادى و خرّمى، برایش لطف و خوشى معنوى مىآفریند که بر اثر انجام کارهاى نیک به او روى مىآورد . در جهانبینی اسلامی، علّت تشویق به کارهای پسندیده آن است که علاوه بر دیگران در درجه اوّل خود شخص از دریافت برکات این اعمال خیر برخوردار میشود. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در اشاره به نتیجه کمک به دیگران میفرمایند: «تا زمانی که انسان مؤمن در کمک و خدمت به برادر مؤمنخود کوشا باشد، خداوند نیز او را کمک و یاری خواهد کرد . تلاش برای خدمت به همنوعان و برادران دینی، آثار و برکات فراوان دنیوی و اخروی برای انسان در پی دارد، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که: «هر کس در پی برطرفسازی نیازهای برادران دینی قدم بردارد خداوند پاداشهای ویژهای به او عطا میکند. که از جمله آنهاست آمرزش برخی از گناهان او، دستیابی به بعضی کمالات برتر و رسیدن به مقام و منزلت شفیع بودن » . از پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله سؤال شد: چه کسی نزد خداوند محبوبتر است؟ پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: آنکه نفعش به انسانها بیشتر برسد. اگر چه همه کارهای انسان وقتی با هدف اطاعت از دستورات الهی انجام گیرد، عبادت محسوب میشوند و انسان با انجام آنها، مستحقّ پاداش نیکی از خداوند میشود، ولی مراتب اعمال عبادی با یکدیگر بسیار متفاوت است و برخی از آنها در مقایسه با سایر کارها، از اهمیت بیشتر و در نتیجه پاداشی افزونتر برخوردارند. از مجموعه تعابیری که در روایات درباره خدمت به مردم و یاری رساندن به آنها شده است، برتری این عمل نسبت به عبادات مستحبی مانند اعتکاف، طواف کعبه ، روزه مستحبی و... به خوبی معلوم میشود. در روایتی پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله میفرمایند: «به خدا قسم که برآوردن یک حاجت مؤمن، از روزه یک ماه و اعتکاف یک ماه در مسجد برتر است». البتّه این قبیل از تعابیر، به معنای نفی فضیلت عبادات یا کوچک شمردن آنها نیست، بلکه تبیین اهمیت خدمترسانی به مردم بوده و گرنه هر عمل عبادی، جایگاه و اهمیت خاص خود را داراست. حضرت على علیهالسلام نیز مىفرماید:به همه مردم نیکى کن؛ چرا که ارزش هیچ عملى در پیشگاه خداوند سبحان با فضیلت کارهاى نیک برابرى نمىکند. ره آاوردهاى خدمت رسانى در همین دنیا حمایت و یارى مردم را به خود جلب می کنند ، اعتبار اجتماعى پیدا مىکنند ، مورد ستایش و تحسین مردم قرار می گیرند ، آوازه آنان بلند مىشود .
سخنان امام علی (ع) گواه ما در این مورد است که می فرماید :
- مَنْ اَحْسَنَ اِلَى النّاسِ حَسُنَتْ عَواقِبُهُ وَ سَهُلَتْ لَهُ طُرُقُهُ ، هر کس به مردم، نیکى کند، عاقبتش نیکو مىشود و کارهایش به آسانى انجام مىگیرد
- کَثْرَةُ اصْطِناعِ الْمَعْرُوفِ تَزیدُ فِى الْعُمْرِ وَ تَنْشُرُ الذِّکْرَ ، فراوانى کار نیک، عمر (نیکوکار) را زیاد و یاد و آوازهاش را منتشر مىکند
- مَنْ کَثُرَ اِحْسانُهُ کَثُرَ خَدَمُهُ وَ اَعْوانُهُ ، کسى که فراوان نیکى کند، خدمتگزاران و یارانش فراوان شوند .
پاداشهایى از قبیل آمرزش گناهان، ورود به بهشت، دریافت مدال و درجه بهشتى، ثبات قدم و ایمنى در قیامت، برخوردارى از شفاعت و غیر اینها بیانگر میزان ارزندگى خدمتگزارى است . امام صادق علیهالسلام فرمود: هر مؤمنى که براى برآوردن حاجت برادر مؤمن خود گام بردارد خداوند براى هر قدمى یک ثواب مىنویسد و یک گناه از او کم مىکند و یک درجه در بهشت به مقام او مىافزاید همچنین فرمود: کسى که یکى از خواستههاى برادر دینى خود را برآورد خداوند بزرگ روز قیامت صدهزار خواسته او را برمىآورد که نخستین آنها بهشت است. در جاى دیگر فرمود: هر مسلمانى که حاجت مسلمان دیگر را برآورد خداوند متعال به او ندا دهد که ثواب تو با من است و به کمتر از بهشت براى تو راضى نمىشوم .
خدمت رسانى یکى از بهترین راههاى تقرب به خداى سبحان است و هر کارى که انسان را در رسیدن به این کمال یارى کند ارزشمند است .بدون شک حمایت الهى بدرقه راه خدمتگزاران به مردم است و خادمان به مردم از حمایت و کمک خداوند برخوردار و همواره در پناه او خواهند بود. پیامبر اکرم(ص) در این مورد ، مىفرماید : اِنَّ اللّهَ فى عَوْنِ الْعَبْدِ مادامَ الْعَبْدُ فى عَوْنِ اَخیه ، همانا بنده تا وقتى که در راه کمک رسانى به برادر دینىاش باشد خدایش کمک مىفرماید .
بزرگوارى و سرورى؛ خدمت به مردم در روح خدمتگزار تأثیر گذاشته، احساس بزرگى و بزرگوارى و شخصیت اجتماعى را برایش به ارمغان مىآورد و در انجام مسئولیتها و مأموریتهاى محوّله موفقش مىکند . به قول صائب تبریزی:
ای رهروی که خیر به مردم رساندهای آسوده رو، که بار تو بر دوش سائل است
آنان که در راه خیر کوشایند، بندگان خاصّ پروردگارند که توفیق خدمت یافتهاند. مدال «خدمت» بر سینه دارند و دلی پرمهر در آغوش، گروه خونشان با مردم یکی است و همسایه دیوار به دیوار غمها و شادیهای مردمند. بار مردم را میبندند و گره از کارشان میگشایند. خدمت بی منّت را عبادت میدانند واجر و پاداش را تنها از خدا میخواهند، پرکارانِ کم ادّعایند، نه پرمدّعاهای کم کار! شعار را کار نمیدانند و کار را هم عار نمیشمارند. هر چه دارند، از مال و مقام و نفوذ و وجهه و دانش و توان و تخصّص، وقف بندگان خدا میکنند و این وقفنامه را به امضای خدا میرسانند و از اسارت دنیا رها میشوند. بازگشت ثمره احسان به خویشتن، هم در دنیاست، هم در آخرت. امّا از آنجا که آخرت سرای پاداش است، بیشترین رجوعِ ثمرات را باید در آنجا جست . به قول صائب تبریزی :
تیره روزان جهان را به چراغی دریاب تا پس از مرگ، تو را شمع مزاری باشد
ابوحمزه ثمالی از امام علی بن الحسین علیه السلام چنین نقل کرد:
«من قصی لاخیه حاجة فبحاجة الله بدا ... ; کسی که یک حاجتبرادرش را برآورد خداوند صد حاجت او را برآورد . کسی که اندوهی را از دل برادرش بردارد، خداوند اندوه روز قیامت را از او برطرف سازد; هر قدر هم که زیاد باشد . و هر کس برادرش را که در مقابل ستمکار قرار گرفته است، یاری دهد، خدا او را هنگام عبور از صراط یاری میکند، در وقتی که قدمها میلغزد . و کسی که به دنبال نیاز برادر مؤمنش برود و با برآوردن حاجتش او را شاد کند، چنان است که رسول خدا را مسرور کرده است . و هر کس او را سیراب کند، خدا او را از شراب سر به مهر بهشتی سیراب میسازد . و هر کس گرسنگی او را با طعام برطرف کند، خدا او را از میوههای بهشتی سیر میکند . و هر کس برهنگی او را بپوشاند خدا او را با جامههای زربافت و حریر میپوشاند . و اگر با اینکه برهنه نیست، او را لباسی بپوشاند، پیوسته در حفظ خدا است تا هنگامی که نخی از آن جامه بر تن او باشد . و کسی که کار مهم برادرش را کفایت کند، خداوند پسران بهشتی را خدمتگزار او میسازد . و کسی که او را بر مرکبی سوار کند، خدا او را در قیامتبر ناقهای بهشتی سوار میکند که فرشتگان به آن میبالند . و هر کس مؤمنی را هنگام مردنش دفن کند، گویا او را از ولادت تا مرگ پوشانده است . و هر کس او را همسری دهد که مایه انس و آرامش باشد، خداوند برای او در قبر مونسی به شکل محبوبترین افراد خانوادهاش قرار میدهد . و کسی که برادر مؤمن بیمارش را عیادت کند، فرشتگان دور او را میگیرند و دعا میکنند تا وقتی که از آنجا بیرون رود و به او میگویند: «خوشا به حالت و بهشت گوارایت!» به خدا سوگند برآوردن حاجت مؤمن در پیشگاه خدا محبوبتر از دو ماه روزه پی در پی با اعتکاف آن دو ماه در ماه حرام است . (ثواب الاعمال و عقابالاعمال، ص 325 )





چه می شود روزی فرا برسد که در آن ما فقط به فکر خودمان نباشیم بلکه به فکر دیگران نیز باشیم .
هر کس به خدا ایمان داشته باشد و از او بترسد می داند که خدمت به خلق خدا چقدر ارزشمند است و کسی فقط به فکر خودش باشد و به دیگران اهمیت ندهد عذاب خواهد دید. امروز تنها یک یا چند نفر به تنهایی نمی توانند خدمت فراوانی به مردم ارائه دهند این امر نیازمند یاری تمام مسئولان و حتی مردم است تنها در این زمان است که جامعه به صورت یکنواخت در خواهد آمد و زندگی در چنین جامعه ای واقعاً عالی و زیبا خواهد بود.
جامعه ای که در آن زندگی برای همه ی افراد و اقشار جامعه به صورت ایده آل باشد جامعه ای است که خداوند وعده ی آن را داده است به شرطی که هر کس وظیفه ی تعیین شده اش را به صورت تمام و کمال انجام بدهد و جای هیچ گونه کم و کاستی در
آن پیدا نشود این گونه است قوانین الهی ، قوانینی که ما بعضی مواقع آن ها را ساده می گیریم و به آنها عمل نمی کنیم ولی تک تک کلماتی که در قرآن آمده است برای نجات بشر و راهنمایی اوست.خداوند از انسان ها خواسته است که صمیمانه عاشق یکدیگر باشند .اگر شما عاشق چیزی باشید سعی میکنید که بهترین کارها را برای مراقبت و پرورش آن انجام دهید . انسان نیز چنین است .اگر ما عاشق یکدیگر باشیم همه چیز را برای یکدیگر می خواهیم و از درد و رنج یکدیگر ناراحت می شویم ، حال آنکه اکنون دیگر کمتر چنین انسانهای از خود گذشته ای پیدا می شوند.
در دنیای مدرن جدید فقط پول درآوردن مهم است و بس . چه لزومی دارد که ما به فکر دیگران باشیم؟ هر کس باید فکر خودش را بکند.
این حرفی است که بعضی ها می زنند . اما باید لحظه ای به خودمان بیاییم و ببینیم چه می کنیم، در این دنیایی که روزی برای همه ی ما نابود خواهد شد ، همه و همه ، فکر کردن به آن انسان را تکان می دهد . اگر به فکر دیگران نباشیم مطمئن باشید که خدا نیز به یاد ما نیست و ما را به خودمان وا میگذارد که این خود بدترین عذاب است.
آیا علی را می شناسید؟بله همان مردی که تمام عمر پاک خود را صرف خدمت به مردم کرد . همان کسی که با دستان خود چاه حفر می کرد و آن را به مردم می بخشید . آن کسی که برای یتیمان و محرومان همواره در تلاش بود و آسایش آنها را تامین می کرد.
بهتر نیست فقط اسم علی (ع) را نبریم و از او تعریف نکنیم . چون هیچ کلمه ای در وصف خدمات آن حضرت نمی گنجد. و به راستی که بعد از پیامبر (ص) حجت با او بر مسلمانان تمام شد. بیایید علی وار زندگی کنیم.







حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدارمسولان و کارگزاران نظام اسلامی با تذکر مسایل اخلاقی و معنوی و تبیین دقیق مساله شکر در تفکر اسلامی، در سخنانی بسیار مهم به تحلیل اوضاع کشور و تبیین شاخص های اصولگرایی پرداختند و تاکید کردند: ملت و مسوولان ایران با اتحاد و ایمان و "هوشیاری و عقل و علم" مشکلات موجود را حل و قله های رفیع پیشرفت و عزت را یکی پس از دیگری فتح خواهند کرد. حضرت آیت الله خامنه ای "خوش بینی و بدبینی افراطی" را باعث گمراه شدن در تحلیل اوضاع کشور دانستند و با اشاره به واقعیات موجود در عرصه های مختلف داخلی و خارجی خاطرنشان کردند:
تراکم موفقیت های بزرگ و پی درپی جزو برجسته ترین نقاط مثبت کشور و نظام است. رهبر انقلاب اسلامی، وجود روح امید و نشاط در مردم - روی کا بودن دولتی مصمم و پرکار- جایگاه عزتمند جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی ، پیشرفت های علمی - توسعه زیرساخت های کشور- آرامش سیاسی موجود- ناکامی دشمن در ایجاد اختلافات مذهبی، قومی و صنفی و هماهنگی و همدلی قوای سه گانه را از دیگر نقاط مثبت کنونی برشمردند و افزودند: در مقابل فهرست طولانی موفقیت ها و نقاط مثبت، نیازهای فوری، خلاها و مشکلاتی وجود دارد که باید برای رفع آنها، تدبیر کرد و کار و تلاش مضاعف انجام داد. ایشان، ایجاد اشتغال، مهار کردن تورم، رسیدگی به مناطق محروم، مبارزه جدی با فساد- تامین کامل امنیت سرمایه گذاری- تثبیت مدبرانه جایگاه بین المللی نظام و پیرایش چهره فرهنگی کشور را جزو نیازهایی دانستند که "دولت و مجلس اصولگرا" و دیگر دستگاه ها باید با پافشاری بر اصول، برنامه ریزی صحیح و تلاش بی وقفه، در جهت حل آنها گام های محکم و پی درپی بردارند. حضرت آیت الله خامنه ای، اداره ارکان مهم کشور را با مدیریت تفکر اصولی اسلام و یا به تعبیر رایج اصولگرایی، از نعمت های بزرگ پروردگار خواندند و افزودند: اصولگرایی نحله یا جریانی در مقابل دیگر جریان های رایج سیاسی نیست و تقسیم بندی گروه ها به اصولگرا و اصلاح طلب و یا اسامی دیگر تقسیم بندی صحیحی نیست; چرا که هرکس و هر جریانی که به مبانی انقلاب علاقه مند و پایبند و هر نامی که داشته باشد جزو اصولگرایان است. رهبر معظم انقلاب با بیان هشت شاخص مهم اصولگرایی، خاطرنشان کردند: مهم ترین شاخص اصولگرایی، ایمان و "هویت اسلامی و انقلابی" است. ایشان در همین زمینه افزودند: دولت و دستگاه های مختلف فرهنگی باید پایه های ایمانی روشن بینانه و استوار و به دور از "خرافه و سست اندیشی" را در ذهن نسل های جوان و رو به رشد تقویت کنند و ایمان به "دین، انقلاب، نظام، مردم، استقلال کشور، وحدت ملی و آینده روشن" را در دل و ذهن مردم مستحکم سازند. حضرت آیت الله خامنه ای با استناد به آیه قرآنی "جادلهم بالتی هی احسن" بر لزوم استفاده از بهترین روش ها در بحث با طرفداران دیدگاه های مختلف، تاکید کردند و افزودند: ایمانی که جزو شاخص های مهم اصولگرایی است به هیچ وجه و با هیچ سخن و اقدامی، آتش تعصب های فرقه ای را دامن نمی زند. ایشان در همین بحث افزودند: باید با نوآوری دینی و استخراج روش مند افکار و ایده های جدید از گنجینه منابع اسلامی، هویت اسلامی را به دور از هرگونه خرافه و انحراف، به ملت ها و اندیشمندان مسلمان عرضه کرد و با برافراشتن پرچم برادری امت اسلامی و گسترش فضیلت های اخلاقی، جریان اصولگرایی را در جهان اسلام تقویت نمود. حضرت آیت الله خامنه ای، با انتقاد شدید از تفکر منحرفی که در افغانستان حضور داشت و در شبکه تروریستی در عراق، فعالیت می کند افزودند: این افراد همه را خارج از اسلام می دانند و چهره ای خشن و اخم آلود از دین اسلام ارایه می کنند. اما اسلام حقیقی که ایران با افکار روشن، نو و بدیع امام (ره) پرچم آن را برافراشته است، کام ملت ها را شیرین می سازد و ایمان و هویت واقعی اسلامی و انقلابی را به آنان عرضه می کند. رهبر انقلاب اسلامی در تبیین دیگر شاخصه های مهم اصولگرایی به عدالت اشاره کردند و افزودند: رشد اقتصادی باید همپای عدالت پیش برود و تفکری که ابتدا در پی توسعه و رشد اقتصادی و سپس اجرای عدالت است تفکری منطقی نیست. ایشان کم کردن فاصله طبقاتی - ایجاد فرصت های برابر- تشویق درستکاری- مهار کردن متجاوزان به ثروت های ملی- مبارزه واقعی با فساد و ویژه خواری- رواج عدالت در بدنه حاکمیت و عزل و نصب ها و توجه به مناطق محروم را از ابعاد عدالت دانستند و خطاب به مسوولان تاکید کردند: اجرای عدالت نیازمند قاطعیت و کنار گذاشتن تعارفات- ارتباط با مردم- ساده زیستی و مردمی بودن- و خودسازی و تهذیب نفس است. حضرت آیت الله خامنه ای حفظ استقلال همه جانبه کشور را به عنوان یکی دیگر از شاخص های اصولگرایی مطرح کردند و افزودند: هر جریان و تفکری که به دنبال رهایی از اختاپوس تحمیل شده فرهنگ غربی نیست و به استقلال سیاسی - اقتصادی کشور و ملت بی توجه است جزو اصولگرایان محسوب نمی شود. حضرت آیت الله خامنه ای تقویت خودباوری و اعتماد به نفس در همه زمینه ها را دیگر شاخص اصولگرایی خواندند و افزودند: باید با خودباختگی مزمنی که ده ها سال بر این ملت تحمیل شد مبارزه کرد. ایشان جهاد علمی را نیز جزو مبانی اصولگرایی برشمردند و با ابراز خرسندی از توجه و خواست دانشجویان و جوانان برای ایجاد و تقویت نهضت تولید علم افزودند: این گونه خواسته ها لازم اما ناکافی است و ما باید با حرکت به سمت کارهای بزرگ و روی آوردن به عرصه های جدید بر ثروت علمی بشر بیفزاییم و جوان ایرانی با تکیه بر استعداد و اعتماد به نفس، قادر است این کارهای بزرگ را انجام دهد به شرط آن که دولت زمینه مساعد را فراهم آورد. رهبر انقلاب اسلامی تثبیت و تعمیم آزادی و آزاداندیشی را دیگر شاخص اصولگرایی دانستند و افزودند: آزادی از بزرگ ترین نعمات الهی است که آزاداندیشی از شعبه های اصلی آن است و بدون آزاداندیشی رشد عملی، فکری و فلسفی امکان پذیر نیست. ایشان با تاکید بر آزادی فکر و نظر افزودند: در حوزه های علمیه، دانشگاه ها و محیط های فرهنگی و مطبوعاتی نباید با کسانی که حرف تازه ای را مطرح می کنند با جنجال برخورد کرد بلکه باید میدان را برای پرورش فکر و اندیشه باز گذاشت. حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به لزوم مرزبندی میان آزادی واقعی و تلاش هایی که دشمن تحت عنوان آزادی انجام می دهد، خاطر نشان کردند: نباید دست دشمن را برای انتشار گازهای سمی فکری و براندازی خاموش بازگذاشت، اما این مسئله ربطی به لزوم آزادی و آزاداندیشی ندارد. حضرت آیت الله خامنه ای، اصلاحات را به مفهوم صحیح آن جزو مبانی اصولگرایی برشمردند و افزودند: اصلاحات اصولگرایانه و اصولگرایی مصلحانه در هم تنیده هستند و با اصلاحات آمریکایی و اصلاحات رضاخانی که در واقع افسادات هستند و نه اصلاحات، کاملا متفاوتند. ایشان قانون اساسی را معیار اصلاحات خواندند و افزودند: اصلاحات باید ضابطه مند و مبتنی بر ارزش ها و معیارهای اسلامی و ایرانی باشد. رهبر انقلاب اسلامی تصحیح "روش ها، هدف های مرحله ای و تصمیم گیری ها" را جزو اصلاحات ضروری خواندند و افزودند: اصلاحات حقیقی با ساختارشکنی و مبارزه با "قانون اساسی و اسلام"
خدمت وسیله ای است برای اجرای عدالت در جامعه وسیله ای که با آن می توان جامعه ای را متحول کرد تا آنجا که دیگر نشانی از ظلم و بی عدالتی در آن نباشد ، با خدمت صادقانه می توان جامعه ای را از بحران و فقر نجات داد اما مشکل اینجاست که خدمت صادقانه و با میل و رغبت کم پیدا می شود و اکثر افراد فقط به فکر درآمد خود هستند و این یک مشکل به شمار میرود و این ریشه در آموزش تربیتی افراد دارد.
خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی که فرد در آن قرار می گیرد نقش مهمی در آموزش مفهوم خدمت گزاری در افراد دارد حالا اگر خانواده از فرد بخواهد که فقط به فکر خود باش و همین را به وی بیاموزد نتیجه این می شود که آن فرد با بی رغبتی و صرفا به خاطر درآمد کاری انجام دهد و در نتیجه خدمت رسانی به طور کامل اجرا نمی شود ولی اگر افراد در خانواده ای رشد یابند که در آن به خدمت کردن به مردم تشویق می شوند در نتیجه آنها این را وظیفه ی خود می دانند و سعی می کنند به نحو احسن کار خود را انجام دهند.
مدرسه نیز به عنوان محل آموزش و تربیت افراد نقش مهمی در این امر دارند زیرا فرد بعد از خانواده در محیط مدرسه قرار می گیرد و مدرسه نیز در حد توان خود برای تربیت افراد تلاش می کند و اثر اساسی بر تمایلات شخصی فرد می گزارد حتی می تواند جریان غلطی که توسط خانواده در فرد به وجود آمده را نیز اصلاح کند.
جامعه هم با راهنمایی کردن افراد به آنها در پیدا کردن راه درست کمک می کند و شیوه های مختلفی هم در این رابطه دارد که می توان رسانه ها را که مهمترین آنها هستند را نام برد.